Account: (login)

More Channels


Are you the publisher? Claim this channel

Search in 125,907,642 RSS articles:

Channel Description:

از دل تا قلم

Latest Articles in this Channel:

  • 06/06/09--15:12: آرزو دارم...؟! (chan 2611843)
  • آرزو دارم که مرگت را ببینم

    بر مزارت دسته های گل بچینم

                                 آرزو دارم ببینم پرگناهی

                                 مرده ای در دوزخی یا در سیاهی

    هر کجایی راه خوشبختی نیابی

    راحت و بی دغدغه هرگز نخوابی

                                 هر کجایی آب خوش هرگز ننوشی

                                 یا لباس عافیت هرگز نپوشی

    جای اینکه عاشق زار تو باشم

    آرزو دارم عزادار تو باشم

                              *****

    این و واسه اون نامردایی نوشتم که از عشق و عاشقی

    چیزی سرشون نمیشه امیدوارم یه روزی آدم بشن

    آمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن


  • 06/10/09--21:08: روز آخر... (chan 2611843)
  • امروز آخرین روزه مدرسه و آخرین امتحان بود که هممون بد دادیم. ولی اصلا عین

    خیالمون نبود که امتحان رو خراب کردیم. فقط میزدیم تو سرو کله ی همدیگه

    یه دق می رقصیدیم، یه دقه عمو زنجیر باف بازی میکردیم، یه دقه همدیگرو بغل

    می کردیم و گریه میکردیم و یه دقه هم آب بازی میکردیم .

    هممون خیسه آب شده بودیم تقریبا ۱۵ نفر بودیم یعنی فقط اکیپه خودمون بود

    که مثل همیشه مدرسرو رو سرش گذاشته بود. طوری شده بود که دیگه ناظممون

    (همون سمندون) میگفت برید خونهاتون تا از دستتون راحت بشم.

    داشتیم آب بازی میکردیم من خواستم آب بریزم رو یکی از بچه ها که یه دفعه ریختم

    رو سمندون جاتون خالی بود اینقدر قیافش خنده دار شد بود که

     نگــــــــــــــــــــــــــــــــــومنم مرده بودم از خنده ولی اون جوش آورده

    بود خلاصه اینکه کلی فحش خوردم ازش.

    کلا امروز روزه قشنگی بود به غیر از اینکه امتحانم رو خراب کردم همه ی دوستام

    دارن واسه تابستون میان ایران ولی من امکان داره نیام . دلم واسه تهران

    یـــــــــــــــــــــــه ضره شده شما دعا کنید پاسوردم درست بشه منم بیام

     

     

     


  • 06/14/09--12:25: ...EMO LOVE (chan 2611843)
  •  


  • 06/19/09--11:07: آهنگ (chan 2611843)
  • حامد. عشق من نرو

    آهنگ جدید حامد. عشق من نرو

     


  • 06/19/09--11:33: آهنگ دی جی مانی. میر حسین موسوی (chan 2611843)
  • دی جی مانی. میر حسین موسوی

    دی جی مانی. میر حسین موسوی


  • 06/22/09--12:46: حامد ملک لو (chan 2611843)
  • حامد ملک لو

    حامد ملک لو


  • 06/22/09--13:04: پــنـــجـــــــره (chan 2611843)
  • دلم گرفته است

    و پنجره ، خوشبختی سبز درختان کهن را باور میکند

    روزها می گذرد و من خودم را از یاد برده ام

    بیگمان اگر در آینه بنگرم ، موهای آشفته ام مرا می ترساند

    چه روزهایی

    چه روزهایی که من در آینه زیسته ام

    چه روزهایی که من در آینه خندیده ام

    و چه روزهایی که من در آینه گریسته ام

    و امروز

    آینه ، سفر ، تنهایی ...

    چقدر خسته ام

    و وهم تنهایی مرا به سوی پنجره می کشاند

    این مردمان باشتیاق چه چیز است که اینگونه پرشتاب در گذرند

    کدام وسوسه ذهنشان را چنین بخود داشته است

    که پنجره را از یاد برده اند

    چه روزهایی ... چه روزهایی ...

    دلم میخواهد بنشینم و برای روزهایی که رفته است

    برای روزهایی که دیگر باز نخواهند گشت

    در دستمال ابریشمین پدرم

    بیقرار و کودکانه

    گریه کنم


  • 06/22/09--13:15: و خوشبختی شاید بغضی باشد (chan 2611843)
  • از پنجره پیداست شب سیاه و آسمان غمین

    و ستاره ستاره ستاره ...

    چه پهنه ی وسیعی ، چه گستره ی عظیمی

    چشمان من اگر به وسعت آسمان بود ، خوشبختی را میتوانستم ببینم

    شاید که خوشبختی آن پنجره ی کوچک و تاریک است

    که هر صبح بسوی فجر باز میگردد

    شاید که خوشبختی بغضی است که با اشکهای من از پنجره خواهد ریخت

    شاید که خوشبختی آن حس گمشده ی مغشوشی است که مرا وامیدارد پرده ها                را بکشم

    و دنیا را با آن همه وسعت بفراموشی و یک لحظه تنهایی بفروشم

    آه ... چقدر خوشبخت باید بود ، وقتی که سفر در پیش است و مسافر تنهایی را میداند

    چقدر خوشبخت باید بود؟


  • 08/04/09--13:05: Article 1 (chan 2611843)
  • خسته ام...

    روزگاری مردم دنیا دلشان درد نداشت

                                      هر کسی غصه ی اینکه چه میکرد نداشت

    چشمه سادگی از لطف زمین می جوشید

                                    خودمونیم زمین ای همه نامرد نداشت!!!

     

    غربت را نباید در شهری غریب یا در گم شدن لحظه جستجو کرد...

    هر گاه عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد آن گاه تو غریبی!


  • 08/04/09--13:13: Article 0 (chan 2611843)
  • يادته يه روز بهم گفتي هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که

    نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده ...گفتم اگه بارون نيامد چي؟

    گفتي اگه چشماي تو بباره اسمون گريش ميگيره ...گفتم :يه خواهش

    دارم وقتي اسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار - گفتي به

    چشم ...حالا من دارم گريه ميکنم و اسمون نميباره ........تو هم اون

    دور دورا ايستادي به من ميخندي .

     

    بي تو هر شب اشك من از ديده مي بارد

     

        در سكوتي تلخ